باد شمال سرد است هنوز...

قبلا گفته باشم
منظورم از جهان
همين خرده ريزهاي ارزان زندگي ست
و من
جهان را به روشني، به رؤيا، به راه مي خواهم
آدمي را به عيش، علاقه، آسودگي
چه مي شود اگر زندگي
زندگي باشد
ما آسمان باشيم
آسمان وسيع
آوازها عجيب
اصلا نگران نگفتن نباشيم
برويم پشت سرمان را
تا هفت پشت هر چه بي خيال نگاه نكنيم
خيال كنيم رفته ايم خل شده‌ايم
داريم خيره به خواب خودمان
خواب خودمان را مي بينيم
من بارها
شورگلوي قناري را
سيرتر از رشح بوسه نوشيده‌ام
مي‌دانم ظهر تابستان است
اما به ياد مي‌آورم روزگاري در اين حدود
دختري بود به اسم عجيب
شما دير آمدي ري را مرا خوانده‌ايد؟
و به ياد مي آورم
نيما رفته بود يوش
رفته بود بلده
رفته بود كندلوس
اما فروغ نزديك است
تمام راه تا قهوه‌خانه چاي و گليم و گفتگو
بادهاي شمالي با ما بودند
بنفشه با ما بود
بوسه با ما بود
بنان با ما بود
و ماه...كه لخت مادرزاد است هنوز
و اين تو گفتن تو
چقدر آشناتر از اسامي بعضي روزهاي روشن است
من به همين دليل
از شدّت شاعري گاه شبيه شما مي شوم
اعتماد به آوازهاي آسمان
آخرين فرصت مسافران مهتاب است
تا شما از خورده برده هاي حضرات حرف مي زنيد
من هم مي روم كلماتم را بياورم
مي آورم
مي ريزمشان وسط سايه هاي نور
بعد باران ها را جدا مي كنيم
بوسه ها بنفشه ها را جدا مي كنيم
جهان و آدمي جهان آدمي را جدا مي كنيم
راز، روشني، رؤيا، راه
زندگي، علاقه، عيش، آسودگي
دنيا دارد آبي مايل به خواب خدا مي‌شود
نگفتم منظورم از جهان
همين خرد و‌ ريزهاي ارزان زندگي است
پتو از رويت نرود
باد شمال سرد است هنوز...

سيد علي صالحي

/ 6 نظر / 10 بازدید
reza

انتخاب زيبايی بود دوست عزيز ..

محمود

همچنان سلام همچنان درود ...

amir

در اتاق خالی هر دقيقه تنهايی من با خاطره تو هم آواز است

بت عيار

سلام عزيز مهربان. .... هنوز هم........ // مثل آغاز زمين يخ کردم....../// يا حق.

حميد

خوشم می‌آد که اين‌جا دو نفر می‌نويسن، نود درصد مطالب هم مال کسای ديگه است! خدا قوت! / راستی سلام!