مي توان بي تو بود و با تو زيست...

اي دور از دست

پر تنهاي خسته است...

امروز منتهاي همه ي راههاي اين دل ناآرام تو بودي،بانوي سرزمين نيلوفر و آب!

نمي دانم مريمي ترين لحظاتم را بي تو چگونه سركنم،كم آمده ام،كم!!

حتّي بهترين لحظات هم بدون وجود تو تكرار ثانيه هاي دلهره و نگرانيست....

ديگر سرمست ترين واژگان هم لبخند را به ميهماني عروسكهاي غمزده ي قلبم نمي آورد.....

حس مي كنم آرامش در اندك جايي از آغوش مهربانت تبديل به بزرگترين آرزوهايم شده است!!!!

طرح لبخند آخرينت براي هميشه نقشبند چشمان هميشه منتظر من است ...

از آن سوي ديار هميشه ها باز هم مراقبم باش و نگاه تا ابد مهربانت را بدرقه ي هميشه هاي تنهاييم كن

روح پاكت آسماني

دخترك تنها و خسته ي تو

تارا      

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
آقا طييب.

سلام.مرسی.واقعا قشنگو دلنشين بود.واسه مامانا.....هيچی.اونا که تو بهشتن و با لبخند ما صفا ميکنن....................هيچی....يا عشق.

sia mack

سلام متن های شما خيلی جالب و دلنشين ازتون ممنونم

saeed

salam...matne ghashangi bood ...ari goftan az hameye ghamha baese shadmani mishavad...shadmani talkhi ke ba khodash daaghie khatereha ra be hamrah miavarad...

yadegareh anroozhaa

این جمله از نوشته ات را به خودت تقدیم می کنم : حتی بهترین لحظات هم بدون وجود توتکرار ثانیه های دلهره و نگرانیست........ و امید به رسوخ در جام بلورین قلب تو تنها ...................................................

علي

چقدر نازه اين مطلبت... .معلومه که از ته دل يه آدم خوب اومده.. . ولی به نظرت تو دنيا اصلا آرامشی هم وجود داره؟ من که فکر نکنم.