غزلواره

اين عشق ماندني

اين شعر بودني

اين لحظه هاي با تو نشستن

سرودني ست .

اين لحظه هاي ناب

در لحظه هاي بي خودي و مستي

شعر بلند حافظ

از تو شنودني ست .

اين سر

نه مست باده ،

اين سر كه مست

مست دو چشم سياه توست

اينك به خاك پاي تو مي سايم

كاين سر به خاك پاي تو با شوق سودني ست .

تنها تو را ستودم ،

آنسان ستودمت كه بدانند مردمان

محبوب من بسان خدايان ستودني ست .

من پاكباز عاشقم

از عاشقان تو

با مرگم آزماي

با مرگ اگر كه شيوه ي تو آزمودني ست .

اين تيره روزگار

در پرده ي غبار دلم را فرو گرفت

تنها به خنده

يا به شكر خنده هاي تو

گرد و غبار از دل تنگم زدودني ست .

در روزگار هر كه ندزديد مفت باخت

من نيز مي ربايم

اما چه ؟

بوسه ،

بوسه از آن لب ربودني ست .

تنها تويي كه بود و نمودت يگانه بود

غير از تو ، هر كه بود

هر آنچه نمود

نيست .

بگشاي در به روي من و عهد عشق بند

كاين عهد بستني

اين در گشودني ست .

اين شعر خواندني

اين عشق ماندني

اين شور بودني ست .

اين لحظه هاي پرشور

اين لحظه هاي ناب

اين لحظه هاي با تو نشستن

سرودني ست.

حميد مصدق

/ 1 نظر / 7 بازدید
ساغر

واقعا اين شعر خواندنی و ديدنی و نوشتنی و ربودنی است .. ممنون