تولّدت مبارك

در من امشب ترنّم غزلي است.
دلم امشب ستاره باران است.
واژه‌ها را خبر كنيد.
واژه‌ها را خبر كنيد.
تا كه با كوزه‌هاي خالي خويش
بشتابند سوي من؛
كامشب
در من است آنچه در دف باران،
و‌آنچه در ناي چشمه‌ساران است.

عشق پيدا شده‌است.
پرنيان وزيدنش
در باد
گونه‌ام را نواخت.
عطر او بود در طراوت صبح.
عشق پيدا شده است،
مي‌دانم؛
عشق پيدا شده است بار‌دگر.

آي دل!
آي خاكستر غريب!
وزش شعله را بنوش،
بنوش.

مژده، پاييز جان!
كان پرستوي رفته برگشته‌ست.
باز، در دشتهاي خاكستر،
جام آلاله شعله‌ور گشته است.

مژده، شب جان!
بال بگشوده نور،
همه آفاق پر‌شرر گشته‌ست.

مژده، خاموشي لطيف!
شعر سرشار!
در من امشب ترنّم غزلي است؛
دل من دل شده است ديگر‌بار.

ازلي ديگر است اين پيوند.
پرتو حسن تو است؛
و تجلّي و
نرد‌بام سرور.

ديگر آن به كه هيچ دم نزنم...

خوب دلسپردني تولّدت مبارك
دوست دارم تو را...آنگونه كه عشق را...دريا را...آفتاب را 

                                                                                   تارا

/ 2 نظر / 5 بازدید
amir

سلام .... خوشحالم که دوباره نوشتی.... و خوشحالم که من اولين نفری هستم که خوندمش.... هميشه موفق باشی

بینام

زيباست ... يه سری هم به من بزن