تا ببينيم سرانجام چه خواهد بودن؟

 بي تو بزم گل و مهتاب چه خواهد بودن؟
 عيش گلگشت و مي ناب چه خواهد بودن؟

 وه كه وصل تو شبي،گر چه خيال است و محال
 گر ميسر شودم،خواب چه خواهد بودن؟

 اي چمان در چمن آزاد،چه داني به قفس
 حالت مرغك بي تاب چه خواهد بودن؟

 من كه ديدم گل روي تو،دگر در نظرم
 جلوه ي شاهد مهتاب چه خواهد بودن؟

 تا تويي با من و اين ساحل آسوده و عشق
 گو جهان را ببرد آب،چه خواهد بودن؟

 تو كه در ساحل امني و امان،كي مي داني
 حال افتاده به غرقاب چه خواهد بودن؟

 تا سري با سخني گرم كند گفت اميد:
 بي تو بزم گل و مهتاب چه خواهد بودن؟

 مهدي اخوان ثالث

 

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقا طييب.

سلام.مخلص تارا و سها هم هستيم مام ميخوايم لينک بديم يه مشکلی داره که حل نميشه.........اينکع سر نميزنيد معنيش خوبه يا بد؟......يا عشق.

omid

سلام .. خيلی زيبا و گيرا بود .. جذاب هم کمی بود .. اميدوارم که همين طور ادامه بدی .. اگه وقت کردی به بلاگ منم سری بزن و نظرت رو بگو .. ممنونم .. با بای .. امیـــــــــــــــــــــــــــــد ..

ماه مانا

http://www.photo.net/photodb/image-display?photo_id=2141652&size=lg

Iman

دلم ميخواد همه رو بزارم و برم اما خودم هم نمی دونم به کجا ؟ همين قدر ميدونم که ديگه نميتونم بمونم ! دلم ميخواد کوله بار راهم و بردارم و به يه سفر برم ، بی همسفر تنهای تنها . من رو سرزنش نکنيد ، ديگه تحمل اين آسمون پوشيده از غم رو نــدارم آسمانی که هر روز شاهد پر پر شدن گلهای احساسه و لگدمال شدن اونها رو تماشا ميکنه . دلم ميخواد برم پيش گلی که تنها مونده ، گلی هنوز ساقه اش نشکسته ولی در انتظار شکستنش هست . ميخوام کنارش بشينم و بگم اومدم بشنوم غم نهفته دلت رو ،‌ بگم اومد تا غم غريبی خودت رو با من قسمت کنی ، ميدونم که از تيغ فراموشی زخم خورده ای . همه چيز رو گفت و گفت و من هم شنيدم ،‌ نا گفتهاش رو با تمام وجود احساس کردم ، باور کن بعضی وقتها شنيدن از گفــــــــتن سخت تره ...(سرزمين عشق)

sterabad_boy

سلام تارای عزيز... خوبی عزيز... شعرتو هنوز نخونذم ولی کپی گرفتم بعدا حتما ميخونمش.... پايدار و برقرار باشی عزیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

محمود رضا

يک سينه سخن دارن هين شرح دهم يا نه ...